عزیزی که مرده است

پنجره را وا می کنیم
هوای سرد تو می ریزد
عزیزی که مرده است پلک می زند
هوای سرد اتاق را پر کرده
می لرزیم
عزیزی که مرده بر بستری دراز شده در گوشه ای که
از گوشه های پرت اتاق است
پیراهنی سفید تنش کرده ایم
ملافه ای سفید را تا زیر چانه اش کشیده ایم
پاهایش از سرما می لرزد
موهایش را بافته ایم دو ور صورتش روی بالش انداخته ایم
پنجره ی روبرو را هم وا می کنیمسرما در سرما می آویزدعزیزی که مرده اندک اندک کبود می شود
ملافه را اندکی بالا می زنیم

پیراهن را اندکی بالا می کشیم
پاهایش را از هم وا می کنیم دخول می کنیم

بر می خیزیم
پیراهن را صاف می کنیم
ملافه را صاف می کنیم
می نشینیم

عزیزی که مرده اندک اندک ورم می کند
ملافه اندکی بالا اندکی بالا تر می آید
پاهایش را از هم وا می کنیم
کودکانمان را بیرون می کشیم
پاهایش را صاف می کنیم

ملافه را پایین می کشیم
عزیزی که مرده از سرما می لرزد
کودکان می لرزند از سرما
ما چای می خوریم
پنجره را می بندیم
پنجره را وا می کنیم
کودکان را رها می کنیم در آغوش ازدحام خیابان
چای می خوریم
عزیزی که مرده است
عزیز عزیزی است
می رویم به سویش
ملافه را اندکی بالا می زنم
پیراهن را اندکی بالا می کشیم

پاهایش را از هم وا می کنیم دخول می کنیم
عزیزی که مرده است ورم می کند
پنجره را اندکی وا می کنیم

ترجمه ی فارسی به انگلیسی را بخوانید

Read the Persian to English translation