عشق لیمویی ست

برای علی عبدالرضایی که درکنارم ایستاد و به خود بازنگشتمحالا که تور صورتی را از صورتم پس بزنی
عشق همین لیمویی ست
که لیمو لیمو
راه می رود تا نارنج

پلکها و گردنی بلند
پلکها و گردنی خم، کمی به پشت، کمی به پهلو

پشت چشم و روی شانه
شانه ها شکل نقاشی های کودکی
خانه ها
خانه های چارگوش

سرم خمیده از این گوشه ی خانه بیرون
ایستاده ایم روبروی هم
دودیوانه
گردن به گردن
شانه به شانه

پلکها وگردنی
و بعد کمی خم

کمی خم که بچرخم به پشت وتب کنم روی شانه وچشم
چشمت که بوسه بوس نم کند بر لبم
چشمت که بوسه خیس کند برلبه ام
وچشمت که درحفره فرو رود ودیگربار
نبینیم هیچ ومثل پیچ بچرخیم وبپیچیم
درصدا وسودا

بیا بیا! صورتی را نرم اگرپس بزنی
پیش، عشق همین لیمویی ست
که لیمو لیمو کمی تُرش می پرد
تا نارنج

ترجمه ی فارسی به انگلیسی را بخوانید

Read the Persian to English translation