فردا

حرف مُفتی بیش نبود
فردا هرگز
سرِِ قرار بامدادی اش
حاضر نشد۰
ما با بلیت های باطل شده در دست
از ایستگاه قطار صبح
به خانه باز آمدیم
و در راه
فردا های بسیاری دیدیم
که مانند سیب های کال
از شاخه های خمیده ی تقویم
فرو افتاده بود۰آری
ما قایق های کاغذیمان را
دیر به آب انداختیم۰
دیگر هیچ جزیره نا مسکونی
در آبهای جهان نمانده است

ترجمه ی فارسی به انگلیسی را بخوانید

Read the Persian to English translation