پرنده، پرنده است

پرده را که پس میزنم
یک آنتن تلویزیون
و چند پرنده ی سینه سُرخ
صبح مرا آرایش میکنند۰

اما قحطی ی پنجره
مرا به اینجا نیاورده است۰

هر جای دیگری هم میتوانستم
این مستطیل آبی را داشته باشم۰
پرندگان نیز
در سرتاسر عالم
طوری مینشیند که سینه های نرمشان
در دیدرس ما باشد۰
حالا سینه سرخ
یا کلاغ
چه فرق می کند
پرنده
پرنده است۰

راستش یادم نیست
برای چه اینجا آمده ام
حتمأ دلیل مهمی داشته است
آدم که بی دلیل خودش را آواره نمیکند۰
یادم که بیاید
این شعر
را تمام خواهم کرد۰۰۰۰۰۰۰

ترجمه ی فارسی به انگلیسی را بخوانید

Read the Persian to English translation